که ادعایی برای ابراز احساسی عاشقانه را بیان می کند.
نه قابل انتقال و واگذاری و نه صرفنظر کردنی است
هم خصلتی درونی دارد و هم اجتماعی
و با ارزشهایی چون بخشیدن و آزادی،عدالت و استقلال در پیوند قرار می گیرد.
فردی که رویکردی محتکرانه و استثمارگرانه دارد مطلوب عشق نخواهد بود
و کسی که وقتی می بخشد انتظار برگشت دارد و اگر نستاند احساس فریب خوردن میکند،
عاشق نخواهد شد.
عشق بخشیدن است نه ستاندن،فعال است نه منفعل،سازنده است نه ویرانگر،
از غنای فرد ناشی می شود نه از تهیدستی اش،از رشد ناشی می شود نه از نیاز
بدانیم و بدانیم و بدانیم
اعتماد و حس امنیت کانونی ترین ارزش عشق را شکل می دهد
که والاتر از هر قیمت قرار دارد و معادلی برای آن مجاز نیست.
حال...آری
آشنایی و دوستی برای همه ی ما رخ می دهد
اما عشق
گاهی
فقط گاهی اتفاق می افتد
در حالی که بسیاری به غلط خیال می کنند که عاشقند و در این تصور
مشغول به قربانی کردن خود و دیگری اند.
بر ما بایسته است که به عشق با تقدسی عمیق تر بنگریم
و هر رابطه ای را،رابطه ی عاشقانه ندانیم
حال می توان سنجشگرانه پرسید:
آیا من تا به حال عاشق بوده ام؟
بهرام حمیدیان
احساس ما...
ما را در سایت احساس ما دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 20